وقتی 8 ساله بودم، مینوشتم چون داستانی برای گفتن داشتم.

وقتی 13 ساله بودم، مینوشتم چون باید مینوشتم. در کلاس هشتم بودم و اولین لحظات کشفم را در انتخاب لغات میگذراندم.

وقتی 17 ساله بودم، مینوشتم تا به کالج راه پیدا کنم.

وقتی 21 ساله بودم، مینوشتم چون باید پروژه دانشجویی خود را می­نگاشتم. در نوشتن ماهر شده بودم، پانویس­ها، تیترها و مراجع را سریع تعیین می­کردم. عاشق نگارش تجربیات شخصی بودم. این دومین بار بود که کشف می‏کردم، که چگونه با جملات خود مردم را بخندانم یا بگریانم و از نوشتن لذت می‏بردم.

وقتی 30 ساله بودم، مینوشتم چون باید چگونه نوشتن را یاد می‏دادم.

وقتی 35 سال بودم مینوشتم، چون آتشی در من برافروخته بود و من پروژه ملی نوشتن را یافته بودم.

اکنون در 40 سالگی باز هم مینویسم چون داستانی برای گفتن دارم. مینوسم چون نمیتوانم ننویسم. مینویسم چون عمیقا باور دارم که باید بر روی توانایی‏هایمان سرمایه‏ گذاری کنیم تا بخشهای بهتری را در زندگی‏ خود و دیگران داشته باشیم."

آیا شما خود مینویسید؟

آیا نوشتن را ضروری میدانید؟

آیا در طرح درستان، جایی برای نوشتن هست؟

چگونه به دانش آموزان خود نوشتن را می آموزید؟

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید.